کتمان حقیقت: چرا هیچ‌کس همه‌ی ماجرا را نمی‌گوید

دروغ یعنی چیزی که حقیقت نیست. کتمان واقعیت یعنی حقیقتی را پوشیده داشتن و درباره‌اش صحبت نکردن. در زندگی‌های امروزی باید بپذیریم که افراد، از نزدیک‌ترین نزدیکان گرفته تا دورتر‌ها، همه‌ی حقیقت را هرگز به ما نمی‌گویند. حتی اگر درباره‌ی ماجرایی به‌طور کلی حقیقت را بگویند، بخش بزرگی از وقایع را نمی‌گویند و صحبتش را نمی‌کنند. درست است که این مطالب دروغ نیست، اما اولین اتفاقی که می‌افتد این است که شنونده یک ماجرا را فقط از یک دید انتخاب‌شده از طرف راوی می‌شنود و همان حجم اطلاعاتی را دریافت می‌کند که راوی انتخاب کرده او باید بداند.

مغز ما طوری ساخته شده که داده‌های ورودی برایش مهم است و بر اساس آن داده‌ها تصمیم می‌گیرد و نقشه می‌کشد و حرکت می‌کند. اگر این داده‌ها بر اساس یک دید مشخص و به همان اندازه‌ی مشخص انتخاب شده توسط یک طرف ماجرا به مغز ارائه شود، درصد خطا و اشتباه در تصمیم‌گیری بالا می‌رود.

در نتیجه، شنونده باید همواره این مطلب را در نظر داشته باشد که هر چه را از هر کس می‌شنود نباید مورد قضاوت قرار دهد و همیشه به خودش بگوید: من تمام ماجرا را نمی‌دانم، پس نمی‌توانم درباره‌ی آن تصمیم‌گیری یا قضاوت کنم. در نظر گرفتن این اتفاقات باعث می‌شود انسان درست تصمیم بگیرد، تحقیق و جستجو کند و بدون دانش و تجزیه و تحلیل اقدامی نکند.

گاهی ماجرا آن‌قدرها بزرگ و جدی نیست؛ گاهی بزرگ است و تصمیماتی که فرد می‌گیرد می‌تواند تأثیرات مختلفی داشته باشد. در مورد چنین مسائلی باید به همه‌چیز شک کرد، داده‌ها را واکاوی کرد، ماجرا را از زبان افراد مختلف شنید، اطلاعات مغز را تکمیل کرد و بعد تصمیم گرفت.

Open the full interactive page