آزادی یعنی مسئولیت: رابطه‌ی آزادی و حق دیگران

آزادی به زبان ساده یعنی هر کاری دلت می‌خواهد بکنی بدون اینکه نیاز داشته باشی از کسی اجازه بگیری، با در نظر گرفتن اینکه این کار ضرری، مستقیم و غیرمستقیم، برای دیگری نداشته باشد و تو محدود نباشی.

مسئولیت یعنی تو می‌توانی آزاد باشی و هر کار دلت می‌خواهد بکنی، ولی باید در نظر بگیری که این آزادی تو به کسی لطمه نزند و باعث محدودیت و دردسر و صدمه‌ی مستقیم و غیرمستقیم به کسی نشود و باید مسئولیت کاری که می‌کنی را گردن بگیری. آزادی بدون در نظر گرفتن مسئولیت به دیگران لطمه می‌زند. باید حواسمان باشد که در عین حال که آزادیم، باید حق و حقوق دیگران را نیز در نظر بگیریم، چون ما در یک مجموعه از اجتماعات زندگی می‌کنیم و تنها نیستیم: خانواده، محله، محل کار، شهر، مدرسه، دانشگاه، استان و کشور و دنیا. و با در نظر گرفتن این موضوع، که اسمش می‌شود مسئولیت، آزادانه بتوانیم کارهایی را که دوست داریم انجام دهیم.

آزادی اساسی یعنی اینکه بتوانی آزادانه زندگی کنی و به خواسته‌هایت برسی. مسئله‌ی مهم و اصلی این است که فرد بتواند بر همان اساسی که دوست دارد زندگی کند و کسی محدودش نکند. ربطی هم به این ندارد که چقدر پول داری؛ ممکن است دلت بخواهد ماشین گران‌قیمت سوار شوی اما نتوانی، آن بحث جداست.

آزادی نمی‌تواند مطلق باشد، چون همیشه افرادی پیدا می‌شوند که در مسیر آزادی به افراد دیگری ضرر می‌زنند. اگر آدمی کاملاً تنها در یک جزیره‌ی خالی از سکنه زندگی کند، می‌شود برایش آزادی مطلق قائل شد، ولی زندگی اجتماعی فرق دارد. کار دولت این است که با ایجاد قواعد و قوانین درست آزادی همه را تضمین کند و در عین حال آزادی کسی به جامعه لطمه نزند.

Open the full interactive page