دو سناریو برای ترک عادتها
ترک عادت در حقیقت موجب بیماری نیست؛ منظور این است که این کار بسیار دشوار است، زیرا تکتک سلولهای بدن انسان به عادت خو گرفته و تمایل شدیدی دارد که همچنان با آن عادت ادامه دهد. اینکه یک عادت بد است یا خوب، مقولهای کاملاً نسبی است و از دید افراد مختلف درجات خوبی و بدی یک عادت متفاوت است. البته گاهی برخی عادات مطابق با نُرم و هنجار اجتماعی درست نیستند و همهی افراد آن را بیشتر بد میبینند.
ساماندهی عادتها شدنی است و میتوان تناوب آن را کم و زیاد کرد. ترک اعتیاد به هر شکلی که باشد از روشی کلی تبعیت میکند.
سناریو ۱: ابتدا افراد را با مواردی آشنا میکنیم که احساسات مشابهی برای فرد ایجاد کنند و کمکم عادت را با مشابهش جایگزین میکنیم و این پروسه را ادامه میدهیم تا عادت محو شود. گاهی با روشهای مختلف عادتها را از نظر تناوب و توالی کم میکنیم.
سناریو ۲: عادت را طبق یک شرط انجام دهیم و آن شرط را بخشی از اجرای آن عادت تعریف کنیم و خودمان را مقید کنیم که تا آن شرط وجود ندارد دست به انجام آن عادت نزنیم. چون فراهم کردن شرط دشوار و گاهی وقتگیر است، کمکم توالی و تناوب انجام عادت نیز کم میشود. مثلاً اگر به نوعی غذا اعتیاد پیدا کردهایم، خوردن آن را با شرط وجود چاشنی خاصی تعریف کنیم که اتفاقاً آن چاشنی گرانقیمت و کمیاب باشد؛ کمکم چون آن شرط را نداریم، تعداد دفعات خوردن آن غذا نیز کم میشود.
بهترین روش، پیدا کردن جایگزین مناسب است. آنچه برای مغز مهم است نتیجهی یک عادت است؛ پس اگر مغز و جسم را با خوراک مشابهی آشنا کنیم، میتوانیم عادتها را جایگزین کنیم. البته وقتی شخص بیمار است و نباید سیگار بکشد، حتماً باید سناریوی ترک کامل را پیاده کند.