لیست تفاهمها و تضادها و یک «منهای» ساده
وقتی آدمها با وجود تفاوتها میخواهند در کنار هم باشند و فکر میکنند میتوانند این تضادها را مدیریت کنند، اول از همه بخش بزرگی از مغزشان را درگیر مسیر زندگی میکنند، چه زمانی که در رابطه هستند و چه زمانی که از هم جدا میشوند. باید بپذیرند که دارند یک کار مضاعف را به مغز تحمیل میکنند؛ این تفاوتها دائم جلوی چشم است و اذیت میکند و هرقدر هم طرف مقابل بخواهد آن تفاوتها را هندل کند، خیلی انرژی میگیرد. چنین بازیای انرژی مغز را تلف میکند و ممکن است در سلامتی و تمرکز و رفتارهای اجتماعی نمود پیدا کند.
اگر بخواهیم استثناها را در نظر بگیریم و مثل فیلمهای هندی دو نفر با کلی تفاوت به هم برسند و خوب و خوش زندگی کنند، باید بگوییم در دنیای واقعی درصد چنین اتفاقی خیلی پایین است. اینکه بگوییم آدمها با تفاوتهایشان همدیگر را کامل میکنند قطعاً شعار است. درست است که آدمها با هم متفاوتاند و عین هم فکر نمیکنند، ولی منظور آن شکافهای عمیق و تفاوتهای چشمگیر نیست.
تنظیم لیست تفاهمها و تضادها: باید بدانیم ما و پارتنرمان چه نقاط مشترک و چه نقاط متفاوتی داریم و به هر یک جداگانه نمره بدهیم. اگر تعداد نقاط مشترک و امتیاز اشتراکات ما بیشتر بود، این ارتباط ارزش حفظ کردن و جنگیدن دارد. ولی اگر نقاط متفاوت به حدی بزرگ بود که بر اشتراکات اندک ما غلبه داشت، این ارتباط محکوم به فناست.
در هر رابطهای تلفیقی از مشترکات و تفاوتها وجود دارد. بهترین کار لیست کردن درست و منطقی این موارد است و سپس با یک «منهای» ساده: تفاضل نقاط مشترک و متفاوت میشود مانده. سؤال این است: آیا این مانده به قدری قدرتمند است که افراد را در زمانی بلندمدت کنار هم نگه دارد؟