لیاقت و شایستگی: کبوتر با کبوتر، باز با باز

در ارتباطات اجتماعی، کلمه‌ی لیاقت و شایستگی برای افرادی همچون دوست، شریک و همسر به کار می‌رود. مبنای لیاقت در حقیقت منطبق بر فرایند مقایسه کردن است؛ یعنی یک محک و معیار را در نظر می‌گیریم و فرد را طبق آن می‌سنجیم و اگر ببینیم فرد از نظر همخوانی با آن محک ضعیف‌تر عمل کرده، می‌گوییم لیاقت ندارد. پس مبحث لیاقت و شایستگی نسبیت دارد و نمی‌تواند مطلق باشد، چون معمولاً افراد درباره‌ی همه‌چیز بر طبق دانش و تجربه‌ی خود اظهار عقیده می‌کنند و برچسب لایق و نالایق را به او می‌چسبانند.

برای اینکه افراد با هم match شوند باید این ملاک‌ها وجود داشته باشد: انتخاب آگاهانه، با شناخت کافی، طبق استانداردهای صحیح. در کنار تفاوت‌ها که ذاتی است، باید نقاط اتصال قوی وجود داشته باشد تا فرد به تو بخورد؛ هم‌کفو و هم‌تراز تو باشد، نه بالاتر، نه پایین‌تر. پس می‌شود: کبوتر با کبوتر، باز با باز.

این مقوله بسیار جدی است و درباره‌ی تمام ارتباطات باید آن را لحاظ کرد: از نظر مالی، طبقه‌ی اجتماعی، سن، باورها و عقاید و مذهب، لایف‌استایل، لباس پوشیدن، تحصیلات و آداب معاشرت. بک‌گراند خانواده و محل تحصیل و دوستان و دایره‌ی رفت‌وآمد شخص همه در شکل‌گیری شخصیت مهم‌اند و اگر به این مسائل توجه نشود باعث بروز تضادهای بسیار بزرگ خواهد شد و در ارتباطی که قرار است شکل بگیرد خلل ایجاد می‌کند و بعداً باعث شکست می‌شود.

این عوامل آن‌قدر مؤثرند که حتی در روابط کوتاه‌مدت هم باید در نظر گرفته شوند و بی‌توجهی به آنها می‌تواند فاجعه‌بار باشد.

Open the full interactive page