آزادی یعنی چه و مسئولیت کجای آن است
آزادی به زبان ساده یعنی هر کاری دلت میخواهد بکنی بدون اینکه نیاز داشته باشی که از کسی اجازه بگیری، با در نظر گرفتن اینکه این کار ضرری (مستقیم و غیر مستقیم) برای دیگری نداشته باشه، و تو محدود نباشی، البته نباید چه مستقیم و چه غیر مستقیم به کسی لطمه بزند، البته این لطمه زدن خودش هم باید تعریف شود و هر کس ممکن است برایش تعریفی داشته باشد، و در همان حدودی که میشود معنی را فهمید براش کافی است که کسی از این آزادی صدمه نبیند.
)۲مسئولیت یعنی تو میتوانی آزاد باشی و هر کار دلت میخواهد بکنی ولی باید در نظر بگیری که این آزادی تو و کارهایی را که در قالب آزادی داری انجام میدهی به کسی لطمه نزند و باعث محدودیت و دردسر و صدمه مستقیم و غیر مستقیم به کسی نشود و باید مسئولیت کاری که میکنی را گردن بگیری. آزادی بدون در نظر گرفتن مسئولیت به دیگران لطمه میزند و باید حواسمان باشد که در عین حال که آزادیم باید حق و حقوق دیگران را نیز در نظر بگیریم که ما در یک مجموعه از اجتماعات زندگی میکنیم و تنها نیستیم و این مجموعه منظور ما خانواده و محله محل کار، شهر، مدرسه، دانشگاه یا استان و کشور و دنیا، که در همه اینها، ما باید توجه داشته باشیم که کارهایی که میکنیم به دیگران آسیب و لطمه وارد نکند. و با در نظر گرفتن این موضوع، که اسمش میشود مسئولیت، آزادانه بتوانیم کارهایی را که دوست داریم انجام دهیم.
ممکن است از نظر علمی و تحقیقاتی بشود، لیست هایی از آزادی های اساسی تعریف کرد اما در کل آزادی اساسی یعنی اینکه بتوانی آزادانه زندگی کنی بطور مشخص به خواسته هایت برسی و این خواسته ها شامل زندگی کردن است، ممکن است برای یکی تفریح مهم باشد یکی تحصیل، یکی کار و...
مساله مهم و اصلی این است فرد بتواند زندگی کند بر همان اساسی که دوست دارد و کسی محدودش نکند و ربطی به این ندارد که تو چقدر پول داری و در چه سطحی از جامعه زندگی میکنی، ممکن است دلت بخواهد ماشین آخرین سیستم و گران قیمت سوار شوی اما نتوانی، آن ماجرا بحثش جداست و اینها ربطی به خواسته های اساسی ندارد، منظور ما از خواسته های اساسی، مواردی است که روتین زندگی بشر است و او بتواند آزادانه، سبک زندگی خود را انتخاب کند و بتواند با توجه به مسئولیت اجتماعی، آزادانه زندگی کند. بدون اینکه کسی برایت خط و خطوطی را تعیین کند.