جدول آرامش و ناآرامی
با توجه به این موارد که همگی در به دست آوردن آرامش دخیل هستند، باید برای گام نخست، استراتژی های هوشمندانه ای برای هریک از این موارد تعریف کرد.
با ایجاد همان لیستها که بارها به آن اشاره شد با تیترهای هر کدام از این عوامل (مسائل مادی و )... و به همه این افراد و عوامل در ابن ستونها نمراتی میدهد، و تاثیر این افراد را در وجود آرامش برای خود، میسنجد.
سپس جدول دیگری را طراحی میکند، با همین افراد و عوامل در آن به مواردی اشاره میکند که در ناآرامی شخص دخالت دارند.
نمرات را از ۱۰۰می گذارد، و اگر به فرض، به سهم والدین خود در ایجاد ناآرامی بیش از ۵۰نمره داده پس این افراد سهم زیادی در عدم آرامش او دارند.
با محاسباتی در این حد درمی یابد که کدام عوامل و روابط برای او و آرامش او مثبت ترند و کدام یک منفی تر.
سپس میتواند براساس آن محاسبات، درمورد روابط خود در اجتماع و عواملی که برشمرده، تصمیمات بهتری بگیرد و آنها را مدیریت کند که این مدیریت گاهی منجر به قطع ارتباط و گاهی استحکام ارتباط میشود، و نیز بعضی مواقع، باید جنبه های مربوط به عامل نا آرام کننده، کاملا حلاجی شود، و فرد ببیند که کجای کار اشکال دارد و چه چیزی در آن رابطه یا فاکتور، باعث ناآرامی در وی شده. وقتی فرد این جدول ها را تجزیه و تحلیل کند، بایستی در جهت آرامتر شدن، از عوامل نا آرام کننده بکاهد.
هر چه فرد سطح عوامل و روابط نا آرام کننده را بیشتر کاهش دهد، کفه ترازو به نفع آرامش سنگین تر میشود.
تلخی و جنبه های منفی عوامل نا آرام کننده معمولا اثرات بسیار قوی تری دارند و روح و جسم و ذهن را به شدت درگیر میکنند و به مثابه سمی هستند و حتی مقدار کم آن نیز کشنده است.
این محاسبات، دید ما را بازتر میکنند و خوب و بد را بهتر تشخیص می دهیم. وقتی عوامل از هم تفکیک شد و در مورد آنها به دید و تشخیص درستی رسیدیم، باید ببینیم سهم کدام عامل نا آرام کننده را میتوان کم کرد و کدام را میتوان حذف کرد و کدام را میتوان ارتقا داد.