دنبال مقصر گشتن عادت بدی است

دنبال مقصر گشتن و معرفی یک شخص یا پدیده به عنوان مقصر، در حقیقت بهانه تراشی و از ریشه اشتباه است و این کار عادتی بد را در مغز شکل می‌دهد و وقتی داری دنبال مقصر میگردی، وقت را تلف میکنی و چون قضایا پیچیده است در این فرایند احتمال اشتباه زیاد است و در نهایت به نتیجه درست نمی رسی و به سمت توجیه پیش می‌روی.

حالا اگر به فرض توانستی مقصر اصلی را پیدا کنی، چون نمی‌توانی ماجرا را حل کنی و تحلیل های اشتباه مربوط به گذشته در مورد خودت و اطرافیان مغز تو را پر میکند، اعتماد به نفست کاهش می‌یابد و انرژی هدر می‌دهی.

بطور کلی افراد دو دسته هستند یا دنبال مقصر میگردند و یا خود را مقصر می‌دانند و دائم خود را سرزنش می‌کنند که هر دوی این مقوله ها منفی و مخرب است.

اگر بپذیریم که مسئولیت همه اتفاقات و تصمیمات زندگی به عهده خودمان است از دو جهت مفید است، یکی اینکه قبل از هر تصمیمی به عواقب آن بیشتر فکر می‌کنیم و دوم اینکه وقت و انرژی خود را صرف پیشرفت و رشد خواهیم کرد و از اشتباهات بعدی و تکرار خطا، جلوگیری می‌شود.

درست است گاهی عوامل مختلفی دست به دست هم می‌دهند، و اتفاقی شکل می‌گیرد که ما از عواقب آن راضی نیستیم اما پذیرش این نکته که تصمیم نهایی همیشه با خودمان است و قبل از هرکار باید تفکر و محاسبه کنیم گام بلندی در جهت رشد و آرامش ما در آینده خواهد بود.

دنبال مقصر گشتن و توجیهات غیر منطقی تاثیرات بدی به جای می‌گذارد، گاهی حتی در اثر لجبازی و تکرار اشتباهات گذشته و حس انتقام جویی، انسان مرتکب خطاهای بزرگتر و جبران ناپذیر می‌شود.

سرکوب و سرزنش خودمان نیز چاره ساز نیست، اما باید به طور منطقی بپذیریم که تعریف کردن مقصر در زندگی باعث بروز اشکالاتی در تفکر و شخصیت و زندگی ما میشود.

به طور کلی صحبت از مشکلات نه تنها، فایده ای ندارد بلکه باعث ناامیدی و کجروی ذهنی می‌شود. ید ببینیم در هر شرایط بهترین کاری که از دستمان برمی‌آید چیست و همان پروژه را به دقت و از راه صحیح دنبال کنیم تا به نتایج خوب برسیم.

Open the full interactive page