گرههای زندگی را با ریشهیابی باز کن
گاهی در همان ابتدای کار، در مییابیم که منشا این گره چیست و به راحتی گشوده میشود.
گره همان طور که از اسمش برمی آید اگر اشتباه زور بزنی کورتر میشود و خسته میشوی و ناگشوده میماند.
اما اگر رد درست را پیدا کنی و بتوانی مسیر درست را بروی به راحتی گشوده میشود وقتی عوامل دخیل در یک مشکل را لیست کنی و به اصطلاح گره را ریشه یابی کنی به راحتی باز میشود.
باز در این مسیر میرسیم به همان مبحث نور و تاریکی هر چه مسیر ما روشن تر باشد و شناخت بهتری از مسائل داشته باشیم، امکان وجود گره کمتر است. قالب کردن دست در گره و گشودن آن، فقط زمانی درست انجام میشود که به اندازه کافی ال ای دی المپهای مغز ما در موردش روشن شود.
در موضوع اسمارت لایف، همیشه میگویم یک موضوع را وسط بگذار و از هر طرف به آن نگاه کن از دید تک بعدی پرهیز کن و تحلیل های متفاوتی از مساله ارائه کن سعی کن نور بیاندازی در بخش های مختلف قضیه و سعی کن درست ببینی به زودی میفهمی که بسیاری مسائل، از دیدت پنهان بوده و یا آنها را به قدر کافی جدی نگرفته ای.
واضح شدن تصویر شما از گره ممکن است مدتی طول بکشد و تلاش زیادی بطلبد و این مطلب صبر نیز لازم دارد.
گاهی باید کل ماجرا را بی خیال شد.
گاهی گره ها جدی نیستند و تصورات ما هستند و بلعکس گاهی حتما باید گره ها را با صبرو حوصله گشود.
باور و تلقین منفی هم البته در نگرش ما به نوع گره موثر هستند و آنچه مسلم است این است که باید از منفی بافی دوری کنیم باورهای دور از منطق و فرازمینی جلوه دادن شرایط نه تنها مشکلی را حل نمیکند بلکه مشکلات و گره ها را پیچیده تر نیز میکند پس با اتکا به تصمیم عاقلانه میتوان هر گرهی را گشود.