لیاقت و شایستگی نسبی است: کبوتر با کبوتر، باز با باز

مبنای لیاقت در حقیقت منطبق بر فرآیند مقایسه کردن است، یعنی یک محک و معیار را در نظر میگیریم و فرد را طبق آن می‌سنجیم و بعد اگر ببینیم که فرد مورد نظر از نظر همخوانی با آن محک ضعیفتر عمل کرده می‌گوییم او لیاقت ندارد. پس عملا مبحث لیاقت و شایستگی نسبیت داشته و نمی‌تواند مطلق باشد از این حیث که معمولا افراد درباره همه‌چیز بر طبق دانش و تجربه خود اظهار عقیده کرده و به او نمره می‌دهند و به اصطلاح برچسب لایق و نالایق را به وی می‌چسبانند. ▪انتخاب آگاهانه، ▪با شناخت کافی، ▪طبق استانداردهای صحیح.

این مالک ها باید وجود داشته باشند تا افراد بهم matchشوند.

بنابراین، در کنار تفاوت‌ها که ذاتی است باید نقاط اتصال قوی وجود داشته باشد تا فرد به تو بخورد هم‌کفو و هم تراز تو باشد، نه بالاتر نه پایین تر پس می‌شود:

کبوتر با کبوتر باز با باز؛

این مقوله بسیار جدی است و درباره تمام ارتباطاتش باید آن را لحاظ کند از همه جهات این مطلب مهم است، هم از نظر مالی هم طبقه اجتماعی هم از نظر سن و هم از نظر باورها و عقاید و مذهب و لایف استایل، لباس پوشیدن، تحصیلی آداب معاشرت و...

در همه جنبه اثرگذار است و از بک گراند خانواده و رشد و مکان تحصیل و دوستان و دایره رفت و آمدهای شخص و معاشرت هاش، همه می‌توانند در شکل‌گیری شخصیت فرد مهم باشند و اگر به این مسائل توجه نشود باعث بروز تضادهای بسیار بزرگ خواهد شد، در ارتباطی که قرار است شکل بگیرد خلل ایجاد کند و بعدا باعث شکست شود. شکست می‌تواند در سطوح مختلف، کوتاه‌مدت بلند مدت و منحر به فجایعی باشد و همه چیز به هم بخورد و همه اینها برمی‌گردد به در نظر نگرفتن تفاوت‌ها و فاصله های افراد از هم.

Open the full interactive page