دلبستگی چگونه به وابستگی تبدیل می‌شود

این مسأله در ذات انسان وجود دارد تغییری قرار نیست در انسان بوجود بیاید بلکه با گذشت زمان و مواجه شدن او با افراد مختلف این دلبستگی به چیزی، کسی یا پدیده ای در انسان کلید می‌خورد.

علایق انسان با درجات مختلف در ذات او وجود دارد، انسان با اطلاعات مختلفی که از محیط اطرافش کسب می‌کند، به برخی چیزها بیشتر علاقه پیدا می‌کند که البته این مسأله هم متاثر از احساسات و نوع نگاه اوست.

دلبستگی وقتی مشمول گذشت زمان می‌شود تبدیل به وابستگی می‌شود، مثال وقتی یکسال با شخصی در ارتباط باشی به او وابسته می‌شوی و تک تک نقاطی مثل ال ای دی، در روح و قلب هر دوی شما روشن می‌شود به طوریکه ارتباط قوی تر و بستر قوی تر در مغز با آن شخص چیده و فراهم می‌شود.

کم کم عادت‌ها و کلام و چهره و رفتار آن شخص در تو انعکاس پیدا می‌کند، وقتی موتور سکس روشن می‌شود، نقاط بسیار بیشتری را روشن می‌کند و این مسأله دلبستگی ها و وابستگی ها را عمیق تر می‌کند و با گذشت زمان هرچه تجربیات تو با آن فرد بیشتر شود، چراغ های رابطه به تعداد بیشتری روشن می‌شود و در حقیقت زمان به شناخت بهتر ما از فرد، و تاثیر گذاری بیشتر او بر ما اثر دارد.

مغز در این راستا، مشترکات مختلفی را پیدا می‌کند و لذت ها و علایق افراد را هایلایت می‌کند و مسائل غیر مشترک را پس می زند.

گاهی هم افراد سعی میکنند به شکل هم در بیایند و از غیر مشترکات خود، بکاهند.

پس مرتب در طول زمان با افزودن بر نقاط مشترک و سازگاری پیدا کردن و کمرنگ کردن نقاط غیر مشترک، بر عمق دلبستگی و ارتباط افزوده می‌شود.

Open the full interactive page