تردید ناشی از کمبود دانش است
یکی از اصلی ترین، دلایل شک برمیگردد به ضعف های خود شخص.
وقتی نسبت به هر چیزی تردید داری یعنی حجم دانشی که نسبت به آن ماجرا داری کم است.
پس شک از کمبود دانش میاید، وقتی داده ها و اطلاعات که از یک ماجرا کم باشد که این ماجرا هر چیزی میتواند باشد اجتماع اطرافت و یا زندگی شخصی یا فرزند و یا همسر و والدین و خواهر و برادرها و...
که محتوای هر کدام و زمینه های آنها متفاوت است.
همه اینها در عمل برمیگردد به کمبود داده ها که در مغز ما نسبت به اون مسئله باید باشد و نیست. اگر داده ها کم باشد نمیدانی و نمیفهمی چه دارد دراطرافت میگذرد.
بعد این ندانستن اضافه میشود به یکسری داده که از قبل داری و آن داده ها هم که میآید و کنار اینها قرار میگیرد دردسر را بدتر میکند یعنی آن داده ها میاید یک نتایجی را برایت شکل میدهد و یک تصوری برایت میسازد که معلوم نیست چقدر درست است و تا چه اندازه به حقیقت نزدیک است چرا چون بر اساس اطلاعات ناقصی شکل گرفته است.
چون میدانی که اطلاعات کافی و کامل نداری شک به سراغت می آید و شک و تردید بیشتر میشود.
و عدم اعتماد دائم شک را اضافه میکند و مغز می فهمد که آن اطلاعات برای تصمیم گیری کافی نیست و خیلی چیزها برایش واضح نیست و نتیجه را قبول نمیکند.