ظلم چیست و چرا ظالم و ظلمپذیر هر دو وجود دارند
میگویند «ظلم پایدار نیست»؛ پس چرا این همه بیعدالتی و ظلم را در جهان شاهد هستیم؟
هر کار اجباری ظلم است، چه از سوی شرایط باشد، چه از سوی افراد و چه از سوی سیستم حکومت. ظلم طبقهبندیهای متعددی دارد؛ حتی به کودکی که در مدرسه نمیخواهد تکلیف خاصی را بنویسد و انجام دهد ولی مجبور است، هم ظلم شده است.
بنای جهان بر ظلم استوار شده و از ابتدا که انسان به فکر دست یافتن به منابعی بیش از دیگران افتاد، ظلم شکل گرفت. طبعاً در چنین ساختاری گروهی ظالم و گروهی ظلمپذیر خواهند شد، که بسته به مرزبندیهای اجتماعی و میزان قدرت افراد، این دو گروه از ابتدای تاریخ تاکنون وجود داشتهاند. اینکه بگوییم جهان یکسر ظلم و بیعدالتی است شاید بار منفی داشته باشد؛ مراتب ظلم و بیعدالتی با هم متفاوت هستند.
قوانین و مقررات اجتماعی جزء لاینفک زندگی اجتماعی بشریاند و بدون آنها نمیتوان جامعه را اداره کرد، ولی گاهی تحت همین قوانین هم به بشر ظلم میشود.
در بحث ظلمپذیری میتوان به این نکته اشاره کرد که گاهی از نظر روانی شخص دچار اختلال است، که این خود مقولهای جداگانه است. اما گاهی افراد به دلیل نداشتن اعتماد به نفس، شرایط بد اقتصادی و جغرافیایی، فقر فرهنگی و نادانی ظلمپذیر میشوند. گاهی هم افراد به قدری از تغییرات مثبت مایوس و ناامیدند که میترسند اگر کوچکترین تغییری رخ دهد همین حداقلها را هم از دست بدهند؛ پس تسلیم ظالم میمانند.
پس برای فهمیدن ظلم باید هم ساختار و قدرت را دید و هم ریشههای ظلمپذیری را: بیاعتمادی به نفس، فقر و ناامیدی. تا زمانی که ظلمپذیر وجود دارد، ظالم هم وجود دارد.